اندرونــــــــــــــــــــــــــی


یهوه

 

باید یکی باشه یه جایی که جاش معلوم باشه! یکی که بدونی فلانجا میتونی پیداش کنی. یکی که مثلا همه عمرت پولهاتو جمع کنی براش تا بری پیداش کنی! حالا هرچقدر هم دور باشه و سخت. فقط اینکه یه آدرس باشه دستت که بدونی میخوای کجا بری.حتی اگه مثلا توی کوه قاف باشه یا پشت جنگلهای سیاه و سفید! یا مثلا همسایه ی یه یوزمارگدن باشه تو بیابونهای نوادا! همینکه یه جایی داشته باشه که تو بدونی باید بری کجا. یه نقطه معلومی از همین کره خاکی! بری و بالاخره پیداش کنی و بشینی روبروش و ازش بپرسی فرشته آبی کجاست؟ اون هم بعد مثلا بهت بگه اینا همش قصه ست. فرشته ی آبی ای اصلا نیست. عمرت رو گذاشتی پای یه قصه!!

مهم نیست اینا. اینکه بشنوی فرشته آبی قصه ست، اینکه بدونی همه عمرت رو دادی به باد. مهم نیست! مهم اینه که اونی که عمرت رو میزاری تا ازش بپرسی فرشته آبی کجاست بدونی که کجاست. همینکه بدونی یکی که میتونی ازش از فرشته آبی بپرسی یه جایی هست! یه جایی که میتونی بری و پیداش کنی. یکی که یه آدرس داره. که اگه بری اونجا، نشسته اونجا و تو چشات نگاه میکنه و میگه فرشته آبی همش قصه ست. همینکه بدونی هست، همه چیزه. حتی اگه هیچوقت نری که پیداش کنی!

باید یکی می بود یه جایی!


الهه واحدی

صفحه نخست


آرشيو وبلاگ

پست الكترونيك

الهه  واحدی



بــــگذار تا از این شب دشوار بــگذریم
آنـگه چه مژده ها که به بام سحر بریم
رود رونده سینه و سر میزند به سنگ
یعنی بیا که ره بــگشاییم و بـــگذریم
لعلی چکیده از دل ما بود و یاوه گشت
خون میــــخوریم ما که بازش بپروریم
بـــــــی روشنی پدید نیاید بـــهای در
در ظلمــــت زمانه که داند چه گوهریم


آرشيو من
مهر ٩٤
بهمن ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
بهمن ٩۱
امرداد ٩٠
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
مهر ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
آذر ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
تیر ۸٦


با من
فرسودگی
وهم سبزرنگ
غوزک پلاتینی
هیچ زنی در چشمهای خدا نمیخندید
HOZ
افرا و پاییز
آدینه
مردان برای برابری
A MAN CALLED OLD FASHION
F A N O O S
critic
چند وقت یه بار
پرگوک
خواب زمستانی
صد سال تنهایی
ابر شلوار پوش
تیغ ماهی
عادت می کنیم
سه روز پیش
قوزک پای چپ یک زرّافه‌ی ایده‌آلیست که در یک عصر پاییزی سیگارش تمام شده می‌خارد
زنانه ترين اعترافات حوا
Sir Hermes Marana
لغت نامه دهخدا
گنجور
شمس لنگرودی
خانه شاعران جهان
لحظه
opium
premenstrual syndrome
تهرانر
کتاب هایی که می خوانیم
خازبیل
مثل آب، مثل آتش
پوتشکا
بارکو
ورطه
آه آری ، بیش از اینها می توان خاموش ماند
عکس نوشته های یک آلوچه!
دل م می نویسد...
sopish
نارنج
MOVE ON
برهنگی
یادم نیست
Rerum Primordia
گریه های ژوکوند
مکتوب
قابیل
دوشنبه ها
ایران تئاتر
سینما و تئاتر
ایران کنسرت
رسائل بی حجابیه
آنامورف
لاکی به پشت
دنیای دون
عصفور
موریانه های چوبی
نارنجی
تصویرگری
کارتون
یادگیری انگلیسی
بی پروا نوشت
مینیمال‌هایی برای زندگی
این‌ها را نمی‌گویم
شیرین تبار
اینک آخرالزمان
از زندگی
كلاغ رو سیاه
شاعرانه های یک لر اردیبهشتی

ليست وبلاگ ها

قالب هاي وبلاگ

لينک هاي روزانه

فناوري اطلاعات

پرديس من


سرزمين پارس
  RSS 2.0