اندرونــــــــــــــــــــــــــی


آن کس که ماند

باید گریه پیرمردها رو می شنیدی
باید صدای مرغ و خروس ها رو می شنیدی
وقتی که اون غریبه غمگین فلوتش رو برداشت
و با صدای اون , بچه ها رو به طرف خودش کشوند .
کاتی , تامی , مگ و باب
به دنبالش رفتند و شاد وشنگول ورجه وورجه می کردند ,
روت مو سرخه و داداشم راب ,
همین جور بیلی کوچولو که پاش می لنگه ,
جان و نیلز و دختر عمو کلر ,
می رقصیدند , تاب می خوردند , می چرخیدند و می رفتند .
از روی تپه ها , خدا می دونه تا کجا ,
هیچ وقت هم بر نگشتند .
فلوت زن جولان می داد و پیش قراولی می کرد ,
برای همه بچه های شهر « هاملین » , الا من .
که موندم خونه و اعتنا نکردم .
به قول پدرم , خدا بود یارم .
چون اگه اون موسیقی در من هم اثر می کرد ,
مثل بقیه جادو می شدم و اون من رو هم در به در می کرد .
حالا این شهر دوروبرِ من
دیگه داره کهنه می شه بَرا من
نمی تونم بگم که اون صدا رو نشنیدم
بلکه اون صدای پر طنین ِ فراموش نشدنی رو شنیدم .
آره شنیدم , واضح هم شنیدم ...
ولی از اینکه دنبالش برم ترسیدم .*

 

 

 

 

 

 

 

*شل سیلور استاین , جایی که پیاده رو تموم میشه


الهه واحدی

صفحه نخست


آرشيو وبلاگ

پست الكترونيك

الهه  واحدی



بــــگذار تا از این شب دشوار بــگذریم
آنـگه چه مژده ها که به بام سحر بریم
رود رونده سینه و سر میزند به سنگ
یعنی بیا که ره بــگشاییم و بـــگذریم
لعلی چکیده از دل ما بود و یاوه گشت
خون میــــخوریم ما که بازش بپروریم
بـــــــی روشنی پدید نیاید بـــهای در
در ظلمــــت زمانه که داند چه گوهریم


آرشيو من
مهر ٩٤
بهمن ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
بهمن ٩۱
امرداد ٩٠
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
مهر ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
آذر ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
تیر ۸٦


با من
فرسودگی
وهم سبزرنگ
غوزک پلاتینی
هیچ زنی در چشمهای خدا نمیخندید
HOZ
افرا و پاییز
آدینه
مردان برای برابری
A MAN CALLED OLD FASHION
F A N O O S
critic
چند وقت یه بار
پرگوک
خواب زمستانی
صد سال تنهایی
ابر شلوار پوش
تیغ ماهی
عادت می کنیم
سه روز پیش
قوزک پای چپ یک زرّافه‌ی ایده‌آلیست که در یک عصر پاییزی سیگارش تمام شده می‌خارد
زنانه ترين اعترافات حوا
Sir Hermes Marana
لغت نامه دهخدا
گنجور
شمس لنگرودی
خانه شاعران جهان
لحظه
opium
premenstrual syndrome
تهرانر
کتاب هایی که می خوانیم
خازبیل
مثل آب، مثل آتش
پوتشکا
بارکو
ورطه
آه آری ، بیش از اینها می توان خاموش ماند
عکس نوشته های یک آلوچه!
دل م می نویسد...
sopish
نارنج
MOVE ON
برهنگی
یادم نیست
Rerum Primordia
گریه های ژوکوند
مکتوب
قابیل
دوشنبه ها
ایران تئاتر
سینما و تئاتر
ایران کنسرت
رسائل بی حجابیه
آنامورف
لاکی به پشت
دنیای دون
عصفور
موریانه های چوبی
نارنجی
تصویرگری
کارتون
یادگیری انگلیسی
بی پروا نوشت
مینیمال‌هایی برای زندگی
این‌ها را نمی‌گویم
شیرین تبار
اینک آخرالزمان
از زندگی
كلاغ رو سیاه
شاعرانه های یک لر اردیبهشتی

ليست وبلاگ ها

قالب هاي وبلاگ

لينک هاي روزانه

فناوري اطلاعات

پرديس من


سرزمين پارس
  RSS 2.0