اندرونــــــــــــــــــــــــــی


مرده

دیشب خوابتو دیدم .
جنازت کفن شده ، جلوی روم رو زمین بود .

صدای فاطمه رو می شنیدم :
-کاش جنازشو برای پدرمادرش می آوردن تا خیالشون راحت شه .
توی سرویس دانشگاه دیده بودمش .
بچه ها می گفتن خیلی دختر ساده ای بوده .

به پدر و مادرت فکر می کردم ، باید از دیدن جنازه ات خوشحال بشن ، نمی دونم تو این مدت به چی فکر می کردن !!


بابات مشتشو گره کرده و هی روی کف دستش می کوبه .
- وقتی برگرده می دونم چیکار کنم .
قدیمیا یه چیزی می دونستن که میگفتن ...
دخترو چه به درس خوندن!! اونم تو یه شهر غریب .
باباتو میبینم که سرخ سرخ شده .
مامانت غمبرک زده کنج اتاق .
-چه بی آبرویی ای !!
مردم اگه بفهمن چی می گن ؟
دختره موند رو دستمون ، فرستادیمش دانشگاه کمالاتش بالا بره ، اما حالا ... .
اما خواهرت :
-کاش من همینجا دانشگاه قبول شم .
اگه یه جای دیگه قبول شم چی ؟ دانشگاه بی دانشگاه .
باید یه رشته ای قبول شم که یه راست فوق لیسانس داشته باشه وگرنه عمرا بزارن دوباره کنکور بدم . کاش یه همچین رشته ای باشه !


فکر نمی کنم تو اون دوهفته ای که ازترس آبرو به هیچ کس چیزی نگفتن به چیز دیگه ای فکر کرده باشن .
خیلی دلم میخواست بدونم که تو به چی فکر می کنی .
اومدم طرفت که ازت بپرسم اما یادم اومد که تو مردی .*


*یک ماجرای واقعی
 

الهه واحدی

صفحه نخست


آرشيو وبلاگ

پست الكترونيك

الهه  واحدی



بــــگذار تا از این شب دشوار بــگذریم
آنـگه چه مژده ها که به بام سحر بریم
رود رونده سینه و سر میزند به سنگ
یعنی بیا که ره بــگشاییم و بـــگذریم
لعلی چکیده از دل ما بود و یاوه گشت
خون میــــخوریم ما که بازش بپروریم
بـــــــی روشنی پدید نیاید بـــهای در
در ظلمــــت زمانه که داند چه گوهریم


آرشيو من
مهر ٩٤
بهمن ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
بهمن ٩۱
امرداد ٩٠
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
مهر ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
آذر ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
تیر ۸٦


با من
فرسودگی
وهم سبزرنگ
غوزک پلاتینی
هیچ زنی در چشمهای خدا نمیخندید
HOZ
افرا و پاییز
آدینه
مردان برای برابری
A MAN CALLED OLD FASHION
F A N O O S
critic
چند وقت یه بار
پرگوک
خواب زمستانی
صد سال تنهایی
ابر شلوار پوش
تیغ ماهی
عادت می کنیم
سه روز پیش
قوزک پای چپ یک زرّافه‌ی ایده‌آلیست که در یک عصر پاییزی سیگارش تمام شده می‌خارد
زنانه ترين اعترافات حوا
Sir Hermes Marana
لغت نامه دهخدا
گنجور
شمس لنگرودی
خانه شاعران جهان
لحظه
opium
premenstrual syndrome
تهرانر
کتاب هایی که می خوانیم
خازبیل
مثل آب، مثل آتش
پوتشکا
بارکو
ورطه
آه آری ، بیش از اینها می توان خاموش ماند
عکس نوشته های یک آلوچه!
دل م می نویسد...
sopish
نارنج
MOVE ON
برهنگی
یادم نیست
Rerum Primordia
گریه های ژوکوند
مکتوب
قابیل
دوشنبه ها
ایران تئاتر
سینما و تئاتر
ایران کنسرت
رسائل بی حجابیه
آنامورف
لاکی به پشت
دنیای دون
عصفور
موریانه های چوبی
نارنجی
تصویرگری
کارتون
یادگیری انگلیسی
بی پروا نوشت
مینیمال‌هایی برای زندگی
این‌ها را نمی‌گویم
شیرین تبار
اینک آخرالزمان
از زندگی
كلاغ رو سیاه
شاعرانه های یک لر اردیبهشتی

ليست وبلاگ ها

قالب هاي وبلاگ

لينک هاي روزانه

فناوري اطلاعات

پرديس من


سرزمين پارس
  RSS 2.0