منی که نیستم

دیروز یکی زنگ در خونه رو زد.
رفتم و آیفون رو برداشتم.
گفتم : بله ؟
یه خانومی گفت : سلام من از صدا و سیما اومدم, شما برادر بزرگتر از 12 سال که الان تو خونه باشه دارید ؟
یه دفعه صدای مریم ( همسایه پایینیمون ) رو شنیدم :
-بله ؟
دوباره همون خانوم تمام چیزایی رو که برای من گفته بود برای مریم هم تکرار کرد .
کنجکاویم گل کرده بود و می خواستم زودتر بفهمم که موضوع چیه !!
صدای مریم اومد : نخیر .
(نمی دونم شاید از ترس اینکه مبادا اون خانومه یادش رفته باشه که قبلا داشته با من حرف میزده) , سریع گفتم : بفرمایید ؟
و خانومه سه باره همون حرفا رو تکرار کرد . منی که ظاهرا قرار نبود چیز بیشتری دستگیرم بشه , با بی حوصلگی گفتم : بله . و آیفون رو گرفتم طرف رضا .
رضا چشماشو تنگ کرد و سرشو تکونی داد , یعنی اینکه کیه ؟ اما قبل از اینکه من فرصت توضیح پیدا کنم مشغول صحبت شد .
همونطور که پشت کامپیوتر می نشستم به رضا نگاه کردم . از حالت صورتش معلوم بود که اونم داره به مغزش فشار میاره تا بلکه زودتر بفهمه جریان چیه ؟
اما بعد از چند دقیقه از سوالهایی که اول تکرار می کرد و بعد جوابشون رو می داد حتی من هم فهمیدم موضوع چیه!!
جریان تنها یه آمارگیری از یکی از سریال های تلویزیونی بود . همین

 

خب این سوالها رو از من نمی تونست بپرسه؟!! جواب دادن به این چهارتا سوال که تنها جوابهاش بله و نخیره, چه شرایطی می خواست که من نداشتم ؟

 

من, و مادر من, و خواهر من, و ...کسانی هستیم که قبل از اینکه زن باشیم انسانیم و به نظر من طبیعتا !!عضو جامعه ؟ , حتی اگر تحصیل کرده نباشیم , شاغل نباشیم . حتی اگر صبح و شبمون رو جلوی تلویزیون سبزی پاک کنیم و قند بشکنیم و گوشت خرد کنیم و ...؟

 

حتی منی که تحصیل کرده ی این مملکتم و به خاطر رشته ای که خوندم (ریاضی) خوب میدونم که برای نمونه گیری از یه جامعه ,باید نمونه ها از یه جامعه بیطرف انتخاب بشن و قطعا از خانوم هایی که 25 ساعت از 24 ساعت روزشون رو داخل چهار دیواری خونشون می گذرونن و نتیجتا تمام سریال های صبح و عصر و شب تلویزیون رو می بینن و دنبال می کنن , نمیشه به عنوان فضای نمونه گیری (میزان مخاطبین یک سریال) استفاده کرد, خوب میدونم که اینهم نقض یه قانون اصولیه که؛جامعه ای رو عامی تربیت بکنی و در عین حال عوام رو همیشه حذف کنی و نادیده بگیری!!

 

وقتی گزینه هایی مثل آموزش , کتاب , دانشگاه , فرهنگسرا , حزب و غیره توی کشور جهان سومی ای مثل ایران, برای بالا بردن سطح شعور جامعه, نمی تونه در دسترس همه قرار بگیره , پس تنها گزینه ای که بار تربیت جامعه رو به دوش میکشه رسانه ست . تنها گزینه!!

 

حالا سوالی که پیش میاد اینه که این تنها گزینه توی ایران , یعنی صدا و سیما برای بالا بردن شعور جامعه و به خصوص جامعه زنان که همیشه انگشت عامی بودن رو به طرف خودش دیده, چه کرده؟

 

جز استفاده از زنان , در پشت سینک های ظرف شویی برای تبلیغ مایع ظرف شویی و دستکش و یا برای تبلیغ ماشین لباسشویی و اتو و مایع سفید کننده و سفارش خرید از فلان فروشگاه و ...؟

 

آیا ساخت برنامه های عوام پسند و درجه دو و سه ای که ظاهرا تمام حمیت خودشون رو برای جا انداختن بسیاری از سنت های منقرض شده و تحکیم بسیاری از روابط و قانون های ناعادلانه ای که بسیاری از زنان جامعه ما رو به شدت آزار میده , هدفی مثل بالا بردن سطح شعور جامعه می تونه داشته باشه؟

 

آیا این برنامه های عوام پسند , مخاطبینی غیر از عوام میتونه داشته باشه؟پس چطوره که جامعه نمونه گیری(برای ارزیابی این برنامه ها) از عوام انتخاب نمیشه؟  

 

عدالت کجاست؟(شاید اینجا عدالت هم مانند تعریف فرد عادل* , تعریف خودش رو داره!!)

 

منی که نه سهمی از آموزش دارم و نه حتی وجود خارجی در یک جامعه آماری , آیا سهمی از زندگی می تونم داشته باشم؟

 

از تو می پرسم ,من کجای این دنیا ایستادم ؟


*فرد عادل کسی است که باتقوا باشد و تقوا یعنی انجام واجبات و ترک محرمات

/ 1 نظر / 5 بازدید
مريم

سلام وبلاک زیبائی دارید موفق باشید