سرسختی من!

می خواهم بَردَوَم
از صد پله
میخواهم بَردَوَم و
می شنومتان
که بانگ می زنید:
« تو , سختی !
پس ما از سنگیم ! »

می خواهم بَردَوَم
از صدها پله
و هیچکس
خواهان پله شدن نیست. *


چند سال پیش نجمه تو یه نامه برام نوشته بود که آدم هایی که حرف های زیادی برای زدن دارند اما گوش شنوایی برای شنیدن پیدا نمی کنند , کم کم شروع می کنند به نشخوار کردن حرف های خودشون !
حرفهاشون رو برای خودشون هی تکرار می کنند و تکرار می کنند و تکرار می کنند , و این در جا زدن یعنی رنجی عظیم!
منم خیلی وقته که به این درد دچارم.
می خواستم چیزی بنویسم اما دوباره تبدیل شد به نشخوار های همیشگی .
پس فقط :
می خواهم بَردَوَم
از صد ها پله
و هیچکس
خواهان پله شدن نیست.

 

 

 

 

 

 

 

 

*فردریش نیچه  

/ 0 نظر / 5 بازدید